این سخن امین است ولایق قبول تام که مسیح عیسی بدنیا امدتا گنا هکاران را نجات یابند که من بزرگتر ین آنها هستم .نامه پولس رسول به تیمو تاوس


مجله هفتگی روحانی برای دوستداران مسیح


مجله هفتگی ر وحانی  مسیحی


مجله هفتگی ر وحانی  مسیحی


:


 

دعا درایام کریسمس فرناز فان دکار

در یک جلسة دعا حضور داشتم که هرگز آن را از یاد نخواهم برد. در آن سال من به عنوان یک نوایمان مسیحی اولین کریسمس پس از ایمانم را تجربه مینمودم. در آن هنگام قلبم مملو از اشتیاق و شور درک مفهوم کریسمس بود. قبلاً کریسمس برای من فقط به معنی دادن و گرفتن هدایا، گذراندن وقت با خانواده و رفتن به مهمانی بود. امّا در تابستان 1965 من به مسیح ایمان آوردم و از او خواستم که وارد زندگی من گردیده، گناهان مرا ببخشد. زندگی من دیگر هرگز مانند قبل نبود. به همین دلیل کریسمس سال 1965 را هرگز از یاد نخواهم برد. کریسمس ایامی جهت شادی بود، زیرا ما در حال بزرگداشت بزرگترین رخداد تاریخ بشر بودیم. کریسمس بزرگداشت ظهور خدا در جسم انسانی بود. آن ایام، ایام یادآوری از شخصی است که به این جهان قدم نهاد و نام عمانوئیل به او اطلاق شد، که مفهوم آن «خدا با ما» است. وقتی که من این واقعیت را دریافتم، دیگر کریسمس برایم، بگو و بخند، موزیک وپول نبود. بلکه آن تفکر در شگفتی، ابهت و شکوه کار انجام گرفته توسط خدا بود. یکی از دوستان ایام عید من، در عصر کریسمس مرا صدا زده گفت: «سامی برویم با هم دعا کنیم.» من قبلاً هدایای خودم را با خانوادهام ردو بدل کرده بودم، لذا پس از کسب اجازه به اتفاق دوستانم بیرون رفتم. ما یک کلیسای روستایی را در آن نزدیکی یافتیم که درش قفل نشده بود. هر چهار نفر ما در حضور نجاتدهندة خویش زانو زده او را پرستش و ستایش نمودیم. در همان حال که ما در حضور خدا محبت خویش را ابراز میکردیم، ناگهان فکری به ذهن من خطور کرده مرا به شدت تکان داد. ما مراسم دادن و گرفتن هدیه از یکدیگر را قبلاً با خانوادة خود انجام داده بودیم، امّا چه هدیهای به عیسی تقدیم کردهایم؟ درواقع او دلیل اصلی برگزاری این ایام است. هر چهار نفر در حضور خدا گریستیم، و من دعا کرده گفتم: «آه، ای خداوند، من تو را دوست دارم! من تو را بسیار دوست دارم. امشب میخواهم هدیهای به تو تقدیم کنم. قبل از به پایان رسیدن این ایام، میخواهم هدیهای به تو بدهم.» و بعد با ساده دلی ادامه دادم: «من میخواهم جان کسی را صید نموده به تو تقدیم نمایم! بله در این کریسمس، من میخواهم فردی را به سوی تو هدایت کنم.» در همان حال که این دعا را به زبان میآوردم، میدانستم که هدایت یک شخص به ایمان مسیحی با اتکا به برنامههای خود امری غیرممکن است. من نمیتوانستم به یکباره تصمیم به هدایت یک شخص به جانب مسیح بگیرم و سپس همه چیز به طور خودکار به انجام میرسید. این کار فضایی برای عمل روحالقدس باقی نمیگذاشت. بنابراین دعای خود را اینگونه ادامه دادم: «آه ای خداوند، من میخواهم این کار را انجام دهم، امّا میدانم که از عهدة انجام آن برنخواهم آمد. من بسیار مشتاق هستم که هدیهای در این کریسمس به او بدهم، امّا میدانم قادر به انجام آن نیستم. امّا اگر میخواهی که هدیهای به تو بدهم فرد آمادهای را پیش روی من قرار بده.» چند روز بعد، به اتفاق دوستانم جلسة دعای دیگری بر تپهای در نزدیکی ساختمان مجلس ایالتی لوئیزیانا داشتیم. در آن هنگام چهار نفر مرد جوان به بالای تپه آمده در سوی دیگر آن شروع به آوازخوانی و نوشیدن مشروب نمودند. ما با مشاهدة اوضاع نزد آنها رفتیم و راجع به مسیح با ایشان سخن گفتیم. آنها با شنیدن موضوع صحبت ما، خوردن مشروب را قطع نمودند و مشتاقانه به ما گوش دادند. خداوند قلب این افراد را آماده ساخته بود. آنها آمادة پذیرفتن مسیح در زندگی خود بودند، لذا ایشان دعا نموده از مسیح خواستند که وارد زندگییشان شود و گناهانشان را بیامرزد. من از ابهت و شگفتی اولین کریسمس زندگی روحانی خویش به شدت تحتتأثیر قرار گرفته بودم. نه، من هرگز آن را از یاد نخواهم برد. چرا در این کریسمس با دوستان خود، یا به تنهایی فرصتی را در حضور خدا صرف نمیکنید تا خود را به طور کامل به دستهای او تسلیم نمایید. در زمان نخستین کریسمس، مجوسیان هدایایی تقدیم عیسی نمودند. امروز نیز هنوز هستند افرادی که هدایایی به عیسی تقدیم میکنند. زندگی خود را در این کریسمس به عنوان قربانی زنده به عیسی تقدیم نمایید. آنگاه این کریسمس، کریسمسی خواهد بود که آن را هرگز از یاد نخواهید برد.


 



| نظرات [0]






: کار عجیب خدا بقلم  جونی ایرکسون


همه چیز از یک تصادف شروع شد از یک پرش و یک شیرجه ساده . از یک بلندی به یک رودخانة کم عمق ؛ برای جونی ایریکسون همه چیز تمام شده بود نا امیدی , خشم از خداوند , درد و رنج و جنگ میان باور و نا باوری تمامیت زندگی او بود . او می گوید : در بعد از ظهر یک تابستان گرم ژوئیه 1967 با یک پرش در یک رودخانة کم عمق برای همیشه زندگی من تغییر یافت , یک فلج نخاعی که باعث شده بود سر تا سر بدنم تا گردن بیحس و بی حرکت باشد بدون اینکه بتوانم از دستها و پاهایم استفاده کنم .در روی تخت بیمارستان نا امید از همه جا و تلاش برای پیدا کرن پاسخی به این حادثه که چرا بوجود آمد , من التماس میکردم از دوستانم که کمک کنند برای پایان دادن عمرم ؛ یک خودکشی بوسیله قطع رگ هایم یا بلعیدن قرص و یا شیوه های دیگری به این زندگی نفرت بار پایان دهم. من سئوالات زیادی داشتم ولی پاسخ آنها را نمی یافتم , چرا باید این حادثه اتفاق می افتاد وانگهی اگر اتفاق افتاد چرا باید از جانب خداوند شفایی نباشد ؟ من به خداوند ایمان داشتم و از دست او عصبانی  بودم .اگر این خدا ؛که خدای محبت است و اگر قادر مطلق می باشد چرا باید محبت و توانائی خود را این چنین نشان دهد ؟ او باید مطمئناٌ جلوی اینکار را میگرفت , چگونه یک افلیج دایمی در تمام زندگی می تواند به اراده و نقشة خدا باور داشته باشد ؟ در فقدان این پاسخ ها چیزی نمی یافتم چگونه می توانستم در این وضعیت به خداوند اعتماد و توکل کنم . یک دوست « استیو » سئوالاتم را جدی گرفت و برای آنها پاسخی داشت . جونی , صلیب ارادة چه کسی بود ؟ و ناگهان بیاد درسهای  یکشنبه کلیسا «کانون شادی » افتادم و به او پاسخ دادم : البته ارادة خدا او بلاخره به من نشان داد که چگونه شیطان یهودا را وسوسه کرد و آن جمیعیت را تحریک نمود ودر پیلاطس انگیزة واقعی ایجاد نمود تا آن حکم نا عادلانه را صادر نماید.در آن روز هر کسی دلایل خاص خودش را داشت ولی یک انتخاب بود میان بهشت و جهنم ؛ و عیسی مسیح مصلوب گردید با شدیدترین وضع و ارادة خدا این بود که حتماٌ انجام شود , ولی خداوند نقشة شیطان را در آنجا به هم ریخت و بدترین مرگ بر روی صلیب برای نجات انسان مهیا شد , بوسیلة صلیب درهای آسمان وسیعاٌ برای همه باز شد و این همان دلیلی است که ما امروز صلیب را بروی گردن قرار می دهیم صلیب دیگر سمبل مرگ نیست , آن سمبل امید و پیروزی ما شده  است .استیو به من کمک کرد که بفهمم که ملکوت و جهنم هر دو بطور مساوی در حادثة من نقش دارند . وقتی تصمیم گرفتم که بابی احتیاطی بپرم و این حائثه برای من رخ دهد شیطان احتمالاٌ میگوید من موفق شده ام که ایمان یک دختر را غرق کنم و رویاهای مقدس در ایمان به عیسی مسیح را بی حس و بی حرکت نمایم . اما هدف خدا این است که ما را تبدیل کند به فکر کردن و صبور بودن و  به امید زندگی و خوشبختی و امید به جلال آسمانی ؛ در این جنگ شدید روحانی و شخصی تنها انتخابی که برای من وجود دارد به عنوان مثال , صندلی چرخدار من برایم یک سمبل از کار افتادگی و گوشه نشینی بود اما خدا آنرا عوض کرد و در جهت خودش ، برای اینکه من به او توکل نموده بودم و همه درد ها و رنجهایم را به او سپرده بودم، امروز صندلی چرخدار من سمبل استقلال من است و این انتخابی است که من انجام داده ام. من جرأت نمی کنم بشمارم 16 دلیل کتاب مقّدسی را که بیان کنند چرا این حادثه اتفاق افتاد. امّا در تمام عمر 34 سالم، از زمان حادثه تا امروز، من واقعاٌ چیزهای نیکویی در خداوند کشف نموده ام،من قبلاٌ گمان می کردم خوشبختی یک قرار ملاقات برای شب نشینی و یا یک اندام باریک و یا یک آینده با وسایل زیبا با دو تا پنج تا بچه است. امروز من بخوبی می دانم که ارزش واقعی محبت است، یک محبت گرم و عمیق، واقعی و شخصی، تقسیم کردن با همسایه، با همسر، با یک خواهر، با یک خاله و یک همکار، اینها هستند که می شود روی اینان حساب کند. من با آگاهی قوی زندگی می کنم که برای آینده هنوز خیلی چیزهای عالی در پیش است.ارزش های خوب زندگی، چیزهای گذرا نیستند و چیزهای بزرگتر و پر جلالتر وجود دارند که خودرا در ابدیت نشان می دهند. کلمات این سرود احساس خوبی به من می دهند که چقدر بعد از این حادثه به او نزدیک شده ام. من شادی می کنم با کسی که در زحمات نجات دهنده و شفا دهنده من است. من اشک می ریزم با کسی که هنوز برای من غمگین است. اما شادی ها و اشک های زمینی، در سالهای زیاد بر روی زمین سپرده می شوند. ولی یک چیز بزرگتر بوسیله کلام خدا کشف شده است. در این زندگی ما یک صلیب برای حمل کردن داریم و این فقط قسمت کوچکی از مرگ عیسی است که ما می توانیم با او تقسیم کنیم. یک روز این صلیب را بر روی این زمین می گذازیم زیرا او به ما قول داده است که تاج جلال را برایمان فراهم کند. 



| نظرات [0]








آخرین مطالب

  • [ بدون عنوان ]
  • کار عجیب خدا بقلم  جونی ایرکسون
صحفه دعا واعمال عجیب خدا

http://nourp.blogsky.com


موضوعات

بایگانی


خانه پیوند


صحفه اصلی مجله=صحفه اصلی مجله



پیوند روز
فارسی نت


FarsiNet small logo

سایت سامی تیپیت بزبان فارسی



برکت بر شما باد



نشریه گندم



مجله شبان


مجله کلمه


سایت تعلیمِی کلام خدا



رادیو صدای انجیل مجری کشیش رضا مسعودی شما می توانید برنامه امروز را ازهمین جا بشنوید



فیلم عیسی مسیح این فیلم را ازهمین جا ببینید



کتاب مقدس فارسی مِیتوانید ازهمین جا مطالعه کنید



سازمان خدمات مسیحی رضا صفا



سازمان خدمات مسیحی امانوئل


کلیسای ایرانیان گلاسگو


ایمیل بزبان فارسی



سایت زیبای عیسی مسیح


کلیسای مژده عیسی مسیح


مرکز پژوهش های مسیحی



دوره شاگرد سازی


می توانید با مسیحیان سایر کشورها صحبت کنید


سایت کلیسای فارسی


k







جستجو

جستجو در وبلاگ






خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری



آمار وبلاگ

کل بازدید ها : 2828

دایرکتوری مسیحی: فارسی نت